پادگرد
کاور عمویم جمشید خان که باد او را با خود می برد
روایت های کتاب گویا/ داستان (به یاد حسین محمدیانی

عمویم جمشید خان که باد او را با خود می برد

۱۵ دی ۱۴۰۱ · 2 ساعت و 9 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

راوی: علیرضا تابان «جمشیدخان»، کُرد عراقی که در دوران صدام به‌علت کمونیست‌شدن به زندان افتاده، بر اثر شکنجه‌های بعثی‌ها آن‌قدر لاعر شده که با باد به هوا می‌رود. این ویژگی موجبِ ماجراهای عجیب و ایجادِ موقعیت‌های متناقض می‌شود. درباره‌ی کتاب این رمان جذاب به قلم یکی از نویسندگان کُرد معاصر، قصه‌ی مردی به نام جمشیدخان را روایت می‌کند که در نتیجه‌ی رخدادهای قصه، چنان لاغر و نحیف گشته که حتی باد هم می‌تواند او را با خود ببرد. راوی قصه، برادرزاده‌ی جمشیدخان، یعنی سالارخان، است که داستان زندگی عمویش را روایت می‌کند. جمشیدخان در دوران نوجوانی، اسیر بعثی‌‎ها شده و شکنجه‌های روحی و جسمی آنان او را آن‌قدر لاغر کرده که حتی باد می‌تواند او را جابه‌جا کند. هر دفعه‌ای که این اتفاق می‌افتد، جمشیدخان از نظر فکری و روحی دگرگون شده و بخشی از حافظه‌ی خود را از دست می‌دهد. «بختیار علی» داستان «جمشید خان عمویم، که باد همیشه او را با خود می‌برد» را با سبک رئالیسم جادویی به نگارش درآورده و در آن از اسامی غیرمعمولی هم بهره برده است؛ آنچه می‌توان از این رمان برداشت کرد این است که درصورت نداشتن یک خط فکری مشخص، بادِ حوادث، شما را به‌ سمت‌‎‎وسوهای مختلفی خواهد برد و این محکم‌نبودن در عقیده و حزبِ باد بودن، ممکن است برای فرد گران تمام شود. «جمشید خان عمویم که باد همیشه او را با خود می‌برد» یک کتاب نمادین اجتماعی و فلسفی است و کار آن به‌چالش‌کشیدن عقاید و افکار خوانندگان است؛ بنابراین تمام کسانی که به‌دنبال یک رمان قابل‌تأمل با داستانی جذاب می‌گردند، مخاطب این قصه‌ی درخشان از «بختیار علی» هستند. درباره‌ی نویسنده «بختیار علی» رمان نویس، شاعر و نظریه‌پرداز اندیشمند کُرد است. او در سال ۱۹۶۰ در سلیمانیه‌ی کردستان عراق چشم به جهان گشود و در همان‌جا تحصیلات مقدماتی و متوسطه را به پایان رساند و سپس در دانشگاه‌های سلیمانیه و هولیر (اربیل) در رشته‌ی زمین‌شناسی تحصیل کرد، تا اینکه در تظاهرات دانشگاه سلیمانیه در سال ۱۹۸۳ مجروح شد. بدین ترتیب بود که دانشگاه را رها و تمام وقت خود را صرف آفرینش ادبی کرد. در همان سال بود که قصیده‌ی «سرزمین» را سرود. همان قصیده که ۹ سال بعد آن را در مجموعه شعر «گناه و کارناوال» چاپ کرد. او چهره‌ای جهانی در زمینه‌ی ادبیات است که بیش از پانزده سال، به‌سبب سانسور شدید،‌ هیچ‌کدام از نوشته‌هایش چاپ نشدند. وی کتاب‌های بسیاری در زمینه‌ی نقد‌ سیاسی،‌ اجتماعی،‌ فلسفی و ادبی تألیف کرده‌ است. بختیار علی تا‌به‌حال ده رمان و پنج مجموعه‌شعر و پانزده کتاب نقد سیاسی، اجتماعی و فلسفی دارد و جهانی‌ترین چهره‌ی ادبی کُرد محسوب می‌شود. آخرین انار دنیا، جمشیدخان‌ عمویم‌ که‌ باد‌ همیشه‌ او را با خود‌ می‌برد، غروب پروانه و مرگ تک‌فرزند دوم از مشهورترین آثار اوست.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.