پادگرد
کاور سیذارتا
روایت های کتاب گویا/ داستان (به یاد حسین محمدیانی

سیذارتا

۲۸ اسفند ۱۴۰۱ · 3 ساعت و 44 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

راوی: بهرام ابراهیمی سیذارتا پسر برهمنی است که از درس‌های پدر و فرهیختگان، روحش سیراب نمی‌شود و آرامش به دست نمی آورد و در یافتن خویشتن خویش تلاش می کند. او پی می برد که آموزش کافی نیست و باید خود جست‌وجو کند و راه را طی کند و بر خویشتن خویش چیره شود و .... «سیذارتا» پسر برهمنی است که در کرانه رودخانه و در کنار زورق‌ها پرورش می‌یابد. دوستی دارد به نام «گوویندا» که با هم به درس‌های پدر و فرهیختگان و افراد دانا گوش می دهند. پدر از اینکه پسرش ولع یادگیری دارد، بسیار خشنود است. گوویندا هم رفتار و روح و افکار والای او را دوست دارد، اما سیذارتا احساس خلأیی در زندگی دارد و به خدا و آفرینش دنیا می اندیشد. او باید خویشتن خویش را بیابد.... سیذارتا و دوستش تصمیم گرفتند که از خانه پدری بروند و به ریاضت بپردازند. زندگی معمولی دیگر برای او مفهومی نداشت، دنیا برایش تلخ بود. تنها یک هدف داشت؛ تهی شدن از هر چیز: از آرزو، شادمانی و از رنج و اگر به نفس غلبه می کرد، همه چیز در او بیدار می شد و در خویشتن خویش غرق می‌شد. او هزاران بار از خود گریخته بود و بازگشت او اجتناب ناپذیر بود. * این رمان با ترجمه امیرفریدون گرگانی در انتشارات جامی و با ترجمه پرویز داریوش در انتشارات فرزان و نشر اساطیر منتشر شده است.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.