پادگرد
کاور بانوی صاحب خانه
روایت های کتاب گویا/ داستان (به یاد حسین محمدیانی

بانوی صاحب خانه

۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۲ · 1 ساعت و 41 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

راوی: بهادر ابراهیمی «اردینف» در جهان رویاهایش، ‌یک شهریار قدرتمند است؛ اما از قدم برداشتن روی خاک عاجز است. بعد از پرسه‌‌زدن در شهر، ناگهان زنی را در کلیسا می‌بیند. دیدار «کاترینا» در کلیسا، او را عقل‌باخته می‌کند. اردینف پاک و حساس است. در عواطفش بی‌دفاع است. زندگی کاترینا آمیزه‌ای از رویا و کابوس است. احوالش او را تا مرز دیوانگی می‌بَرَد. گه‌گاهی در داستان،‌ مرز بین واقعیتِ پاک و رویا از میان می‌رود. نخستین عشقِ جوانِ داستان، ‌خالی از هرگونه نور و نشاط است و مانند جنونی او را درهم می‌کوبد و او را از پا می‌اندازد. کاترینا سعی می‌کند خواهرانه او را نجات بدهد. اردینف حس می‌کند محکوم شده است تا در این کابوس و تشویشِ بی‌حاصل به‌‌سر ببرد. درباره‌ی نویسنده «فئودور میخایلاویچ داستایفسکی»، زاده‌‌ی ۱۱ نوامبر ۱۸۲۱ و درگذشته‌ی ۹ فوریه‌ی ۱۸۸۱، نویسنده‌‌ی مشهور و تأثیرگذار روس بود. پدر داستایفسکی پزشک بود و از اوکراین به مسکو مهاجرت کرده بود و مادرش، دختر یکی از بازرگانان مسکو بود. او در سال ۱۸۳۴ همراه با برادرش به مدرسه‌‌ی شبانه‌روزی رفتند و سه سال آنجا ماندند. داستایفسکی در پانزده‌‌‌سالگی مادر خود را از دست داد. او در همان سال امتحانات ورودی دانشکده‌ی مهندسی نظامی را در سن پترزبورگ با موفقیت پشت سر گذاشت و در ژانویه ی ۱۸۳۸ وارد این دانشکده شد. در تابستان ۱۸۳۹ نیز خبر درگذشتِ پدرش به او رسید. داستایفسکی در سال ۱۸۴۳ با درجه‌‌ی افسری از دانشکده‌‌ی نظامی فارغ‌‌التحصیل شد و شغلی در اداره‌‌ی مهندسی وزارت جنگ به دست آورد. او در زمستان ۱۸۴۵ رمان کوتاه «بیچارگان» را نوشت و از این راه وارد محافل نویسندگان رادیکال و ساختارشکن بزرگ سن‌‌پترزبورگ شد و برای خود شهرتی کسب کرد. یک جاسوس پلیس در این محفل رخنه کرده بود و موضوعات بحث این روشن‌فکران را به مقامات امنیتی روسیه گزارش می‌‌داد. از این رو، پلیس مخفی در روز ۲۲ آوریل ۱۸۴۹ او را به جرم براندازی حکومت دستگیر کرد. داستایفسکی در آغاز سال ۱۸۷۳ سردبیر مجله‌‌‌ی «گراژ دانین» شد و تا ماه مارس سال بعد به این کار ادامه داد. فئودور داستایفسکی در جشن سه‌‌روزه‌ی بزرگ‌داشت پوشکین در پی سخنرانی‌اش به اوج شهرت و افتخار در زمان حیاتش رسید و سرانجام در اوایل فوریه‌‌ی سال ۱۸۸۱ در اثر خون‌‌‌ریزی ریه درگذشت.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.