

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
نویسنده: آلبر کامو راوی: سید مهرداد ضیایی ژان باتیست کلمانس که وکیل بوده و اینک خود را «قاضی توبهکار» میخواند. او داستان زندگیاش را برای غریبهای اعتراف میکند. ژان تعریف میکند که وکیلی ترازاول در پاریس بوده و زندگی بسیار موفقی داشته، اما شبی درحال گذشتن از پلی در پاریس، زنی را میبیند که بهشکل غیرعادی به لبههای پل نزدیک شده است. ژان باتیست با بیتوجهی از کنار زن میگذرد. بعد از چند قدم، صدای برخورد چیزی با آب را میشنود، اما -برخلاف همهی ارزشهایی که خود، ظاهراً، درطول اعترافاتش به آنها پایبندی نشان میدهد- هیج کاری نمیکند. این اتفاق بر زندگی موفق او تأثیر بسیاری میگذارد.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





