

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
نویسنده: آنا گاوالدا راوی: معصومه عزیزمحمدی چهار خواهر و برادر راهی یک عروسی فامیلی هستند. آنها هرکدام بنا به اجباری راهی مراسماند؛ ولی در دل از بودن کنار یکدیگر خرسندند. آنها قبل از مراسم تصمیم می گیرند به مدت چند ساعت، به دنیا کودکیشان گریزی بزنند تا بتوانند برای اندک زمانی هم که شده، زندگی روزمره و رنجهای خود را فراموش کنند؛ چیزی شبیه یک روز مرخصی در هنگام خدمت، کمی مهلت، فاصله بین دو پرانتز، یک لحظه لطافت و یا چند ساعتی که از دیگران ربودهاند... از آنا گاوالدا این داستان ها را هم بشنوید: دوستش داشتم دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد #کتاب #داستان #قصه #روایت #آناگاوالدا
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.

