

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
نویسنده: ویکتور هوگو راوی: اکبر زنجان پور «ژیلیات» ماهیگیری گوشهگیر، مردمگریز و اهل مطالعه است که محبوبیت چندانی بین مردم شهر ندارد، زیرا در خانهای زندگی میکند که همه آنرا جنزده میدانند. او عاشق دختر زیبای جزیره، دروشت، میشود. دروشت تحتحمایت عمویش آقا لیتری است. آقا لیتری کشتی معروفی به نام دوراند دارد که عاشق آن است؛ درواقع اولین کشتی بخار در جزیره است. کشتی توسط ناخدایی به نام آق کلوبن غرق میشود، ولی ماشین کشتی سالم است. کشتی شکسته بین دو تختهسنگ ترسناک و خطرناک به نام دوور گیر کردهاست. آقای لتیری بهناچار اعلام میکند که هرکس بتواند ماشین بخار کشتی را نجات دهد با برادرزادهی او (دروشت) ازدواج میکند. همین موضوع باعث پیش قدم شدن ژیلیات میشود. کتاب های دیگر ویکتور هوگو را هم بشنوید: بینوایان آخرین روز یک محکوم کلود ولگرد #کتاب #داستان #قصه #روایت
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





