پادگرد
کاور روایت بهمن قسمت 9
روایت بهمن

روایت بهمن قسمت 9

۱۹ بهمن ۱۴۰۰ · 7 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

صبح جای جای آسمان را چند تکه ابر پوشانده بود، اما بقیه روز هوا آفتابی بود، صبح زود، ایستگاه گرمسار را ترک کردم و با قطار سمت تهران راه افتادم. در ایستگاه راه‌آهن پایتخت پیاده شدم و به سمت شاه عبدالعظیم رفتم. آن‌جا به خانه حاج آقا رضا تلفن کردم. دخترخاله فاطمه گفت که برادرم محمدعلی که شب گذشته آن‌جا بود برای سخنرانی مهدی بازرگان به دانشگاه تهران رفته است. من هم مستقیم رفتم سمت دانشگاه، ساعت 11 رسیدم، مهدی بازرگان نخست وزیر امام در حال سخنرانی بود… برای شنیدن ادامه ماجرا، شنونده نهمین قسمت از روایت بهمن باشید.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.