پادگرد
کاور 41
رمان خوب

41

۲۴ اسفند ۱۴۰۳ · 12 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

نگران شدن توی ادم ها یه نوعش خیلی جذاب و زیباست. نگرانی که از روی دوست داشتن اتفاق میوفته. نه از سر نیاز تنها نبودن، بلکه از حس خاستن و عشق و نیاز روح ،اتفاق میوفته. زمانی که توی تاریکی دراز میکشم، یا توی طبیعت به دور دست ها نگاه میکنم، بودن یه شازده کوچولو که نگران منه ، حس غرور بهم میده. اینکه ادم توی زندگیش یکی خیلی خاص نگرانش باشه ، قند توی دلم اب میشه. در طول عمرم شلوغی های زیادی دیدم ولی هیچ شلوغی نبود که بخام حس کنم ، همراه دارم یا تنها نیستم. همیشه دلم دوتایی میخاست که از روی دلم بچسبم بهش ولی هیچوقت این رغبت ایجاد نشد ولی حالا حتی خودم دلم میخاد از روی دلم نگران بشم. نگرانی که لذت بخشه. نگرانی که منو به وجد میاره.نگرانی برای یکی که یه روز سنگ بوده حکم شاهکار رو داره اخیش هرموقع به ملکه دربارم فکر میکنم ، پادشاهی ذهنم ،به بودنش افتخار میکند که ملکه دربارشدنم را پذیرا شد تا این سرزمین ویرانم را با بوی عطر و رایحه ات ، رنگ بدی ، زیبای من میخاهمت

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.