پادگرد
کاور 42
رمان خوب

42

۲۶ اسفند ۱۴۰۳ · 12 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

بازم یکم فکر کن همیشه دوست داشتم یه همراه داشته باشم که توی هر شرایطی باهاش همفکری کنم .ازش مشورت بگیرم. باهاش در میون بذارم. ولی خوب، تنهایی و خودخواهی و غرور ،همه و همه، باعث میشه که آدم ،اون همراهو پیدا نکنه ولی حالا من پیداش کردم. این خوش شانسی و این خوشبختی منه که بالاخره تونستم پیداش کنم ،می‌دونی وقتی پیداش کردم به مرور، به مرور ،تو من نفوذ کرد ،دستمو گرفت ،گفت :در گوشم گفت البته ،خیالت راحت، بازم یکم فکر کن همین جمله باعث شد ،بفهمم، من از یه همراه استثنایی برخوردارم ، جمله‌های طلایی ،همیشه منو به دقت بیشتری وادار می‌کنه، منو کاری می‌کنه بهتر نگاه کنم وقتی این جمله رو بهم گفتی یه دنیا شور و شعف توم ایجاد شد و توی دلم گفتم: آخیش و من از داشتنش خیلی ذوق می‌کنم شازده کوچولو بودنت منو به ذوق میاره ،بودنت منو به راه میاره ،بودنت منو اهلی کرده بمونی برام شازده کوچولو عاشقتم

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.