پادگرد
کاور 43
رمان خوب

43

۲۷ اسفند ۱۴۰۳ · 12 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

امسال بهترین سال زندگیم بود وقتی این جمله رو از معشوقم شنیدم ،قند توی دلم آب شد. میدونی چرا؟ وقتی میدونم با همه رنج و سختی هایی که داشتی و باز این جمله رو ازت میشنوم ، خوشحال میشم که تونستم تو زندگیت کاری کرده باشم که به این حد رسیده باشی. من که میدونم چقدر درد و رنج و غم و کلی مسئولیت روحی و روانی و جسمی روی دوشت هست. اونم نه برای یک یا دونفر . قابلیت شمارش ندارن. من به عنوان عشقت وقتی اینو بهم گفتی اشک توی چشمام جمع شد و نیشم باز شد. اب دهنم رو قورت دادم و به خودم گفتم پس باید سال دیگه کاری کنم ده برابر امسال بیشتر کیف کنی . وقتی این جمله های طلایی رو بهم میگی انگار سوار یه تیکه ابر سفید و تمیز وبراق شدم و دارم سمت ملکم میرم که توهم روی یه تیکه ابر براق و سفید نشستی و ابر منو به سمت خودت میکشونی و میگی بیا اینجا بینم ، زود باش منو ذوق زده کن. منم میگم چشم . تو جون بخواه فقط

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.