پادگرد
کاور 49
رمان خوب

49

۱۰ فروردین ۱۴۰۴ · 11 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

زندگی دو نفره ینی قبول همه تاریکی های همدیگه. وقتی از روز اول قبول کردم همه چیت رو ، اما هیچی تو تاریکی نداشت و نداره و فکر نمیکنم تاریکی ازت ببینم. همش روشناییه برام. میدونی زندگی کردن توی تاریکی بهم یاد داد روشنایی رو ببینم. تو ماجراها و چالش های خاص خودت رو داری ولی همشون برام حکم چراغ قوه راه رو دارن. حالا میپرسی چطوری؟ بهت میگم اینه که هر چالشی که پیش میاد برات یه اخلاق درونی تو برام روشن میشه و من با لذت میگم اخیش عجب شانس شگفت انگیزی داشتم که همچین دختر جذابی مال من شده. وقتی نحوه برخوردت با ادمای اطرافت رو در عین نامهربونی اونا با تو میبینم. در حالی که میدونم میتونی کامل تارومارشون کنی ولی نه که اینکارو نمیکنی ولی بازم باهاشون مهربونی. خب این برای من معجزه حساب میشه که این دریای مهربونی کامل برای من شده. پس کشتیم رو انداختم توی این دریای بی کران و حواسم به دریای ابی بی پایانم هست که دوتایی از طوفان ها گذر کنیم. اینه که یکی رو داشته باشی حواسش به همه چیت باشه ، یه نعمت بزرگیه که تاحالا تجربش نکرده بودم. همه چی ینی همه چی و این همه چی خیلی معنا داره برام شازده کوچولوم مهربونم عاشقتم

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.