پادگرد
کاور 57
رمان خوب

57

۱۸ فروردین ۱۴۰۴ · 12 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

توی این دنیای به این بزرگی فکر میکنن مردا به تراپی نیاز ندارن ، اره نیاز ندارن ولی میدونی یه تراپی رو بنظرم هر مردی نیاز داره، اونم وجود یه زن تراپیست مخصوص به خودش وقتی اون زن پا توی زندگیت میزاره قشنگ از روز اول خودت میبینی داری باهاش رها میشی، شکل و رنگ و درونت به سمتی میره که همیشه از خیلی سال جلوتر درونت دفنش کرده بودی، از اون لحظه به بعد تازه همه چیت رو نمایی میشه اونجاس که بهش میگن نقطه عطف زندگیت نقطه عطف ، نقطه ای هست که اگر صدت رو نزاری تا آخر عمرت پشیمون میشی که چرا کم کاری کردی ولی برعکس مطمنم از همه طرف روشنایی میاد و حالا من دقیقا توی نقطه عطف خودم هستم. بهترین تراپیست دنیا مال منه. منو از زیر کلی خاک بیرون کشید . تراپیستم تو همه خاک های تنم رو تکوندی، بهم گفتی بیا میخام اون سایه هایی که سالهاس توی قفسه سینت قایمشون کردی بیارم بیرون باهاشون دوست بشم. توی هر لحظه ای دلم میخاد باهات باشم حرف بزنم بخندم گریه کنم ، هر چی تو بگی برای من ذوق حساب میشه. دلم میخاد سرم رو بزارم روی پاهات اشک بریزم . میدونی اشک ذوقه ، اشک بابت اینکه بالاخره شده و من دارمت. با وجودت ، روحت ، زبونت و حرفات روح منو تسخیر کردی و باز دلم میخاد سرم رو بزارم روی پاهات و بهت بگم میخام باهم زندگی کنیم ، باهم پیر بشیم ، باهم قدم بزنیم ، برام چای بریزی ، من برات چایی بریزم و کلی کلی دوتایی جذاب لطفا مراقب اموالم باش. میخامت

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.