پادگرد
کاور 69
رمان خوب

69

۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ · 12 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

ساختن عشق ادما فکر میکنن عشق با یک نگاه شکل میگیره و این حرفا مثل توی فیلما اما اینطور نیست. امروز که به انواع نان ها و شیرینی و کیک ها نگاه میکردم فقط تورو میدیدم. برای اولین بار توی عمرم با ماشین خودم رفتم سرکار. عجب روندی داشتیما رانندگی شروع کردم. سرزمین رفتم. بعدش اشپزی. و حالا سرکار. اینا اصلا خودم نیستم اصلا اصلا اصلا. اینا همش خودتی اما تو کی هستی؟ مهندسی که با خط کش جذابت ، با مهارت بالا ، و دستگاه لیزری که داری قشنگ منو تراش دادی و منو به امروزی رسوندی. بنظرمن همه اینا عشقه. عشق که شاخ و دم نداره.تو از من یه نسخه ای ساختی که بتونم عاشق بشم و عشق بورزم. عشق ورزیدن. ینی باید ورز داد همین خودش دریای معنیه که تو همرو با صبوری و ارامش انجام دادی. حس خوشبختی همینه. دوستت دارم.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.