پادگرد
کاور 80
رمان خوب

80

۱۶ شهریور ۱۴۰۴ · 11 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

شب نهم امشب داشتم به این فکر میکردم من و تو توی همین یک سال خیلی اتفاقات رو باهم تجربه کردیم و من از همینش خوشحالم. من و تو ، حتی دورموندن از هم اونم به اجبار موقعیت و شرایط رو با هم داریم لمس میکنیم. من از روز اول که مطمن شدم تو همون افسانه شخصی من هستی ، به خودم گفتم ، کشتی این وروجک توی یه طوفان سهمگینه و من هم جزیره دوردستی هستم که فانوس شبگردت هستم که همیشه نور میندازم تا بالاخره از این طوفان راهت رو پیدا کنی، به خودم گفتم هرجا هرچی هم شد شنا کنان میام سمتت تا دستت رو بگیرم ، به هیچی هم فکر نمیکنم دیگه اون لحظه ، چون تو افسانه شخصی منی که یه عمر توی مخم وول خوردی حالا مگه میشه بیخیالت بشم، ببشخیندا از این خبرا نیست . فقط اونقد منتظر میشم که میدونم انتظار درستیه بعدش میام پوستتو میکنم و هرجا باشی پیدات میکنم. از من گفتن بود. اگه تو سیریش جونی منی ، منم کنه تو هستم بهله اینجولیاس. من همیشه اینجام و فانوس دریایی من برات روشنه . .....

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.