پادگرد
کاور 94
رمان خوب

94

۲۹ آذر ۱۴۰۴ · 12 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

ذوق زندگی من هیچوقت برای پول در اوردن تلاش نکردم. قبلا فکر میکردم از تنبلی اینکارو میکنم ولی همیشه از خودم میپرسیدم پول دربیارم که چی بشه؟ که مثلا عیاشی شیک تری داشته باشم یا خوراکی و وسیله های لاکچری تری داشته باشم! اما این چیزا هیچوقت منو راضی نکرده و نمیکنه. الان هم با همین چندرقاضی که هست میگذرونم. توی زندگی با هیچی هم کلی عیاشی هایی کردم که گفتنی نیست و بی انتهان ولی الان که اینجا نشستم و مینویسم دریای شوق تورو دارم و الا همه چی یه روتین هست که دایم میره و میاد و میچرخه. به ادما نگاه میکنم که یه حیوون انتخاب میکنن و جوری ازش مراقبت میکنن که حد نداره ولی اگه همون حیوون بچه باشه ازش سیر میشن و میخان هرازگاهی ازون بچه دور باشن. ادما انگار دنبال عروسک هستن که هرموقع دلشون میخاد باهاش بازی کنن هرموقع نخاستن بزارنش کنار. ولی میدونی من گشنه اینم که صبح تا شب و شب تا صبح حواسم به تو باشه و به سبک تو زندگی کنم و در عین این که خودم هستم. خیلی ترکیب جالبیه بنظرم. از اول زندگیم دنبال این بودم که روان رو بشناسم ولی خب اون موقع ها نمیفهمیدم دنبال چی میگردم . الان که با روان و نحوه عملکردش اشنا تر میشم به اون تعادلی که توی ذهنم با تو هست بیشتر و بیشتر نزدیک میشم تا بتونم همیشه همیشه سرحال ببینمت حتی توی اوج ناراحتی و غصه داشتنت. حتی دوست دارم اونقدر با کیفیت لحظات ناراحتیت رو گذر کنیم دوتایی که به خودت بگی اخیش چسبیدا چقد خالی شدم. مثل کارتون درون و بیرون. یه قسمت بامداد خمار رو دیدم لحظه به لحظش حرکت به حرکتش تویی. هر اقدامی هر حرفی....بعدش به خودم میگم وقتی کنار هم هستیم دلم میخاد فقط تو حرف بزنی منم هر ازگاهی جوابی بدم. میدونی چون وقتی حضور شروع بشه شناخت جدیدی شکل میگیره ، تو یا من وقتی باهم باشیم نسخه جدیدی از هردوما بروز پیدا میکنه که مطمنم باعث شگفتی دوتامون میشه و خیلی بهم مزه میده. عاشقتم گل لاله لاله جونم Hosted on SHENOTO

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.