

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
همیشه تعریف بعضی کلمات مثل عشق برام یک سوال بوده و همیشه بهش فکر میکردم. یکی از جاهایی و تعریفی که خیلی روم اثر گذاشت و تو ذهنم مونده و نهایتاً اون رو به عنوان تعریف پذیرفتهام، تعریفیه که نویسندهٔ کتاب وارکیریها، آقای پائولو کوئیلو، تو همون کتاب وارکیریها داره. جایی که با یک گروه موتورسوار زن همراه میشه؛ با اینا میخواد به یک سفر زیارتی بره و یک جایی احساس میکنه که عاشق رهبر این گروه شده. حالا نمیدونم نمادین یا غیرنمادین، چون خیلی از کتابهای آقای پائولو کوئیلو، دقیقاً سفرنامههاش هستش یا احساسات واقعیاش رو درش دخیل کرده؛ البته خب اونا رو پردازش کرده. جاییه که همزمان همسرش هم که اون رو به این سفر راهی کرده، یک احساسی درش ایجاد میشه، یک احساس خطر؛ انگار متوجه این احساس درونی همسرش میشه و حرکت میکنه میاد که پیداش کنه. صحنهای رو توصیف میکنه اونجا که این دو تا زن هم که این احساس رو در واقع انگار حس کردن، در دو طرف یک میدان قرار دارند و این وسط وایستاده باید به سمت یکی از اینا بره. از یک طرف نگاه میکنه یک زنیه که به لحاظ زیبایی، به لحاظ اینکه یک مدت باهاش همراه بوده، یک وابستگی رو احساس میکنه و فکر میکنه عاشقشه. از اون طرف دیگه همسرش و بعد با خودش فکر میکنه که خب من اگه قرار باشه زندگیم رو با خیال راحت به یکی از اینا بسپارم، به کدوم یکی حاضرم بسپارم؟ اونجا اگه قرار باشه مثلاً جون خودم رو به خطر بندازم برای کدوم یکی حاضرم به خطر بندازم؟ و و و خیلی تعاریف دیگه. یعنی علاوه بر اینکه به لحاظ ظاهری و قیافه یک کشش به سمت این رئیس گروه موتورسوار پیدا کرده، ولی در نهایت به این نتیجه میرسه که عشق واقعی اون احساسیه که به همسرش داره. یعنی اون فقط یک کشش جسمی یا جنسی نیست، یک چیز خیلی خیلی فراتر از ایناست، وابسته به قیافه نیست، یک چیزی فراتر از این حرفاست. و اسم اون دومی رو یک جور شیفتگی میذاره. شیفتگیی که حالا ما با تعابیر ما در حقیقت میشه گفت ناشی از واقعیت نیست، یک جور شبهواقعیته. Hosted on SHENOTO
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





