پادگرد
کاور قسمتِ دوم: مادربزرگ
روایت

قسمتِ دوم: مادربزرگ

۳ مرداد ۱۳۹۹ · 14 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

«او پر بود از روایت و تقریبا همه‌ی آدم‌های داستان‌هایش مرده بودند؛ پیش می‌آمد که حس کنی چقدر تنهاست و دقیقا از چه تنهایی حرف می‌زند. زانو به زانویش که می‌نشستی، حل می‌شدی توی مختصات صفر داستان‌هایش و فرو می‌رفتی توی زمان‌های دیگر، به‌آن موقع که کمرش سالم بود. آنقدر توی داستان‌هایش غرق می‌شدی و سقوط می‌کردی که خودش می‌کشیدتت بالا؛ وقتی که می‌گفت: هی کر، یه چویی می‌خوری سیت بریزم؟»«او پر بود از روایت و تقریبا همه‌ی آدم‌های داستان‌هایش مرده بودند؛ پیش می‌آمد که حس کنی چقدر تنهاست و دقیقا از چه تنهایی حرف می‌زند. زانو به زانویش که می‌نشستی، حل می‌شدی توی مختصات صفر داستان‌هایش و فرو می‌رفتی توی زمان‌های دیگر، به‌آن موقع که کمرش سالم بود. آنقدر توی داستان‌هایش غرق می‌شدی و سقوط می‌کردی که خودش می‌کشیدتت بالا؛ وقتی که می‌گفت: هی کر، یه چویی می‌خوری سیت بریزم؟» نویسنده و خوانش: نادر مرزبان

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.