پادگرد
کاور فلورنسیو فرناندز - خون آشام آرژانتین
ردرام

فلورنسیو فرناندز - خون آشام آرژانتین

۶ بهمن ۱۴۰۰ · 43 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

فلورنسیو دنبال یه دختر بود، یه قربانی خوب. پس بی سرو صدا در حالیکه سعی می کرد خیلی جلب توجه نکنه، شروع کرد به قدم زدن توی خیابونای شهر و از پنجره های خونه ها، داخلشون رو نگاه می کرد تا ببینه کی توشون زندگی می کنه. دیگه تابستون بود و بخاطر گرمای بی سابقه هوا، اکثر مردم شبا پنجره هاشون رو کاملا باز میذاشتن. چند متری راه رفت تا اینکه کنار یه خونه وایستاد. پیداش کرده بود. یه خانم خوشگل و جوون که سرحال و پر انرژی به نظر می رسید و انگار که تنها زندگی می کرد. فلورنسیو بلافاصله تو نزدیکی خونه اش توی تاریکی قایم شد و چند ساعتی اونو زیر نظر گرفت. بعد که مطمئن شد تنهاست و کسی قرار نیس بهش سر بزنه، لبخند موذیانه ای زد. خودش بود. حالا دیگه نوبت اجرای نقشه اش رسیده بود. فلورنسیو اصلا قصد نداشت از این دختر سوءاستفاده کنه یا اونو مود آزار و اذیت جنسی قرار بده. نه. اون دنبال یه چیز بهتر بود که میتونست عطشش رو بخوابونه. اون دنبال خون بود؛ و تا به هدفش نمی رسید، دست بردار نبود. Hosted on SHENOTO

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.