
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
گمان کنم علاقه ترسناک ترین اعتیاد آدمیزاد است. آدم باید یک "تو" داشته باشد که این وقتها دلتنگش باشد و برای او یا برای خودش یا برای مردمان تنهای دلتنگ فیسبوک و تلگرام بنویسد: وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی... دارم تجربه می کنم "هیچکس را چنان که نفسگیر باشد دوست نداشتن"، به اندازه "کسی را که سهم تو نیست دوست داشتن" ترسناک است. اما همچنان به چشم من از هر دو ترسناک تر بی تردید "تو"ی کسی بودن است، محبوب کسی بودن که نمیخواهی در جهان ساکت آرام او، نعره های بی دلیل یک ابر پاییزی باشی. یا نمیتوانی به دنیای یک سر بارانیت دعوتش کنی. یا اصلا حوصله اش را نداری به این فکر کنی که یک نفر یک جای جهان منتظر صبح بخیر تو باشد در پس این شبهای دیجور. این روزها در معرض مهیب ترین توفانهای عمرم آرامم، و هرروز صبح با لبخندی مهربان به کرگدن درون آینه یادآوری می کنم کور و کر و لال بماند، تا روز موعود که کسی از راه برسد با لبخندی که هرگز پیش تر ندیده ام. حتا اگر چنان که شاملو فرموده، آن روز نباشم......
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
