پادگرد
کاور قسمت ۱ ویژه نوروز ۱۴۰۳
radiosafhe

قسمت ۱ ویژه نوروز ۱۴۰۳

۱ فروردین ۱۴۰۳ · 2 ساعت و 10 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

داستان‌های این‌ مجموعه همه یا در مورد عید نوروز‌اَند یا در حال و هوای ابتدای بهار می‌گذرند. سعی کرده‌ایم هم از زنان و هم از مردان داستان انتخاب کنیم و تلاش کرده‌ایم سال‌های مختلف ادبیات ایران را در نظر بگیریم. بر خلاف تصور اولیه‌ی‌مان، داستان‌های زیاد و متنوعی در مورد عید نوروز نداشتیم و باز هم برخلاف تصورات اولیه‌ی‌مان داستان‌های نوروزی فارسی (به جز یکی دو مورد) چندان شاد نیستند. بیشتر آن‌ها از فقر روایت می‌کنند؛ از نداری، بی‌چیزی. احتمالاً گرایش سیاسی نویسندگان آن‌ها هم در این نوع نوشتن بی‌تاثیر نبوده است. «کباب غاز یا رساله در حکمت مطلقه‌ی از ماست که برماست» در ادبیات فارسیِ طنزآلود ایران یک جواهر است. ترکیب کلمات، ضرباهنگ متعادل و روایت شیرین این داستان شگفت‌انگیز است. داستان جوان دیلاقی که از پس ماموریتش برنمی‌آید. گلی ترقی همواره روی به گذشته دارد؛ شاید به دلیل نوع زندگی و مهاجرتش این چنین عناصر گذشته و بازگشت و دیدن کودکی را ارزشمند‌ می‌داند. خانه‌ی مادربزرگ پر از توصیفات دقیق و موشکافانه است. علی‌اشرف درویشیان راوی درد و رنج، فقر و نداری‌ست. حال و هوای داستان نوروزی او هم مثل گرایش سیاسی‌اش به طبقات فرودست اختصاص دارد. «بَی» در گویش محلی کرمانشاه به «بِه» گفته می‌شود. داستان میرصادقی غمگین است؛ به عشق نوجوانی اشاره می‌کند که دیگر از دست رفته است. عید تنها دست‌آویز این نوجوان بوده تا معشوقش را که پیش از این در قلعه «شهرنو» زن معروفه‌ای بوده، دوباره ببیند. این داستان فصلی از رمان میرصادقی‌ست و یک داستان‌کوتاه مستقل نیست.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.