پادگرد
کاور اپیزود ۲۱، لیکو، بلوچستان، ایران
رادیو نو

اپیزود ۲۱، لیکو، بلوچستان، ایران

۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ · 50 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

بداهه می‌سراید و می‌نوازد و می‌خوانَد لیکوزَن. قصد در دل است و دل اینجا نیست که دست می‌نوازد و دهان می‌خوانَد؛ آنجاست که دخترک «نشسته بی ‌شو لحاف‌هاش را می‌چید». چیست مرادمان اگر او را «دخترکِ بی شو» بخوانیم؟ یعنی شو کرده و شویَش نیست، یا شو نکرده اصلاً؟ لحاف‌های که را می‌چید دخترک؟ لحاف‌های خودش را تنها؟ لحاف‌های خودش را و شویِ شایدی‌اش را؟ لحاف‌های اهلِ خانه را؟ و دخترک که را دید می‌زد؟ دید که می‌زد چه می‌دید؟ لیکوزَن می‌دید؟ همین که بداهه می‌سراید و می‌نوازد و می‌خواند و آنجاست هنوز؟ و لیکوزَن چه می‌دید؟ محض «دخترکی بی شو» را؟ آیا فقط همین را می‌داند که شویِ دخترک نبود در آن «اکنون»؟ نمی‌داند که شو داشت یا نه؟ نمی‌داند مثلاً که شویِ دختر، اگر داشت، مرده بود، یا رفته بود زمین شیار کند، یا رفته بود شهر نان آورد؟ و چرا اصلاً «دخترک» باید شو داشته باشد؟ از خود می‌پرسیم و پاسخ را می‌پرسیم: چرا نداشته باشد اگر راوی او را بی شو می‌بیند؟ چه سادگیِ پیچیده‌ای! چه داستانی! دعوتید به شنیدنِ اپیزودِ دومِ رادیو نو، درباره‌ی لیکو: «لیکو، بلوچستان، ایران». نویسنده: منصور مؤمنی | ویراستار: علیرضا آبیز | صداپرداز: حامد کیان | موسیقی تیتراژ: عبدالرضا جعفری | مدیر هنری و گوینده: نگین کیانفر تهیه‌کننده: نشرنو

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.