

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
ژان ژاک روسو در سال ۱۷۶۱ میلادی در رمان خود بنام "الوئیز نو"، حال و روز قهرمان جوان رمان، سنپرو، را اینگونه توصیف میکند؛ سنپرو که بهتازگی از روستا مهاجرت کرده، زندگی در کلانشهر را بمثابه "نزاع دائمی گروهها و فرقهها، و جزر و مدّ بیوقفه پیشداوریها و عقاید متخاصم" تجربه میکند. " همگان پیوسته گفتار و کردار خویش را نقض میکنند" و "همه چیز گنگ و مهمل است، اما هیچ چیز تکاندهنده نیست، زیرا همگان به همه چیز عادت کردهاند". سنپرو پس از اقامتی چندماهه در کلانشهر به معشوقهاش مینویسد؛ "تازه دارم آن حالت مستی و گیجی را حس میکنم که این زندگی پرتنش و متلاطم آدمی را در آن غرق میکند. با این شمار کثیر اشیا و موضوعاتی که از برابر چشمانم میگذرد، رفتهرفته گیج و منگ میشوم. از میان این همه چیزهایی که برایم جذاب است، حتی یکی نیست که دلم را اسیر خود سازد، و با اینحال مجموعه آنها بروی هم احساساتم را چنان تحریک میکند که از یاد میبرم چه هستم و به که تعلق دارم. برگرفته از کتاب "تجربه مدرنیته" اثر مارشال برمن، ترجمه مراد فرهادپور موسیقی متن؛ "باله فندقشکن" اثر چایکوفسکی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





