

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
محرمانه این، یک قسمت از رادیوچل نیست این تماسیست از استودیویی در ایران… (به سبک تماس ها از زندان اوین) تماسی از چند صدا که بعد از مدتها، خواستهاند فقط صدای همدیگر را بشنوند. شاید شنیدنِ هم، هنوز بتواند ما را کمی به هم نزدیکتر کند. به بهانهی دومین سالگرد آغاز رادیوچل، تماس گرفتیم؛ نه برای اجرای یک اپیزود، برای یادآوری اینکه هنوز اینجاییم هنوز نفس میکشیم هنوز صدایی مانده که میخواهد شنیده شود این، یک قسمت از رادیوچل نیست این تماسِ جنگزدگانیست که از شبهای خونین دیماه گذشتهاند، از روزهای سنگین بهمن، و از لحظههای نفسگیر اسفند… و هنوز، با حیرت به هم نگاه میکنند که چگونه پس از آن زمستان، زنده ماندهاند. ما بعد از شب یلدا، در تدارک انتشار اپیزود «شب» بودیم؛ اما به دیِ خونین رسیدیم. و غمِ از دست دادن عزیزانمان، اجازه نداد آنچه در آن اپیزود گفته بودیم و خندیده بودیم، منتشر شود. با دلهایی عزادار و چشمهایی خسته از گریه، آخرین توان باقیمانده را جمع کردیم تا «شب سرخ» را به یاد عزیزانِ رفتهی دیماه آماده کنیم اما دسترسیها قطع شد و بعد، جنگ شد. و ما جنگزده شدیم. و هنوز… بسیار نگفتهایم. از آنچه دیدیم، و آنچه شما دیدید. از آنچه باید گفت و باید شنید. اگر عمری باشد، اگر باشیم، به وسع خود خواهیم گفت؛ روایتی از روزگار مردمانی در زمستانِ سختِ ایران. به امید روزهای آزادی این سرزمین. باشد که بمانید و بمانیم. بگویید و بشنویم. بگوییم و بشنوید.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.




