

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
آیا فرهنگ سوگواری برای مظلوم، از بیرون به این سرزمین رسیده، یا ایرانیان هزارانسال پیش از آن، خودْ این مسئله را در ذهن پرورانده بودند؟ در این قسمت از «رادیوچه»، بهسراغ یکی از عمیقترین لایههای ناخودآگاه جمعی ایرانیان رفتهایم؛ از قتل ایرج و نالۀ فریدون بر تابوت پسر، تا سوگ مظلومانۀ سیاوش در شاهنامۀ فردوسی. روایاتی که نشان میدهد ریختن خون یک بیگناه در این سرزمین، هرگز پایانِ یک ماجرا نبوده، بلکه سرآغازِ یک خونخواهیِ تاریخی و شرارۀ خیزشهای تاریخی ایرانیان بوده است. در این قسمت میشنوید که چطور رستمِ دستان با شنیدن خبر سیاوش، جامۀ پهلوانیاش را میدَرَد و سوگند میخورَد که این سوگ را به یک «جنگِ همیشگی» تبدیل کند؛ چرا گیاهی مقدس از خون سیاوش بر خاک میروید؛ و چگونه رازِ تولّدِ پنهانیِ کیخسرو، بذر انتظاری فراموشنشدنی برای عدالت را در دل تاریخ ایران کاشت. اما نکتۀ حیرتانگیز روایت اینجاست: وقتی خبر عاشورا به این سرزمین میرسد، انگار انسان ایرانی همان صحنه را قبلاً در ناخودآگاه تاریخیاش دیده بود. رسم خاکبرسرریختن و جامهدریدنِ پهلوانان شاهنامه برای سیاوش، موبهمو مناسک عزاداری برای سیدالشهدا علیهالسلام را تداعی میکند. عزاداری حسینی، فرهنگی وارداتی به ایران نبود؛ بلکه تعبیرِ همان رؤیای هزارانسالهایست که در جانِ این ملت ریشه دارد.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





