پادگرد
کاور جاسوس شتر سوار گیوه پوش در ایران چه می کرد؟
رادیوچه

جاسوس شتر سوار گیوه پوش در ایران چه می کرد؟

۲ شهریور ۱۴۰۵ · 27 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

چطور یک کلمۀ اضافه در رادیو بی‌بی‌سی، سرنوشت ایران را تغییر داد؟ نیمه‌شب ۲۴ مرداد ۱۳۳۲؛ ویلایی خلوت در کلاردشت. شاه با دست‌های لرزان به رادیو بی‌بی‌سی گوش می‌دهد. معمارِ این صحنه، نه ژنرال بود و نه یک مأمور اطلاعاتی مثل جیمز باند؛ زنی ۴۱‌ساله و استاد دانشگاه «لندن» به‌نام آن لمبتون. در این قسمت از «رادیوچه» به‌سراغ شرق‌شناسی رفته‌ایم که با شتر و گیوه به اعماق روستاهای ایران رفت، گسل‌های روانی ما را نقشه‌برداری کرد و از دانشش، سلاحی برای استعمار ساخت. او به لندن ثابت کرد حمله نظامی، مصدق را قهرمان می‌کند؛ باید او را با هزاران زخم داخلی فرسود. و شبکه‌ای طراحی کرد که حتی با اخراج همۀ دیپلمات‌های انگلیسی، زنده ماند. لمبتون مُرد؛ اما نقشه‌اش روی میز ماند. جنگ که جواب ندهد، کودتا می‌آید؛ کودتا که کُند شود، جنگ برمی‌گردد. هفتادسال است ابزار عوض می‌شود، اما دست روی همان شکاف‌هاست: ترس، شایعه، وحشت اقتصادی. تا این درزها باز باشد، همیشه یکی از بیرون، از همین شکاف‌ها وارد می‌شود و اراده‌مان را می‌شکند. راوی: ایوب آقاخانی رادیوچه کاری از مجله تصویری فرهیختگان

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.