
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
🔻 تاریکی غلیظِ گورستان کلیمیان تهران را ولولهای خاموش پر کرده بود؛ مسافرانی با چمدانهای بسته که لای سنگقبرها، شبانه و بیصدا راهی حیفا میشدند. در دل این اضطراب و التهاب، سررشتهٔ تمام ماجرا در دستان جوانی بیستوچند ساله از اصفهان بود؛ کسی که کارش را میان گورها آغاز کرد. 🔻 در این قسمت از رادیوچه، به سراغ مئیر عزری رفتهایم؛ کارگزار اطلاعاتی متبحری که با فهم زبان قدرت در تهران، مأمور دگرگون کردن روابط معلق دو طرف شد. 🔻 او با نفوذ در دربار، قمار بزرگی را بر سر نفت ایران و خط لولهٔ ایلات ـ اَشکِلون به راه انداخت و پای مهندسان نظامی تلآویو را به آشیانههای بوشهر باز کرد؛ شراکتی موشکی با سرمایهٔ تهران که هیچ عایدی ملموسی برای قوای دفاعی کشور نداشت. 🔻 پیوندی در سایه که قرار بود ضامن بقای تاجوتخت باشد، با تعمیق شکاف دربار و خیابان، عاقبت بر سر بانیانش آوار شد. راوی: ایوب آقاخانی رادیوچه کاری از مجله تصویری فرهیختگان
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
