پادگرد
کاور قسمت ۴۵: وایجاد مرا تمام اعدام کنید
RadioAbadan

قسمت ۴۵: وایجاد مرا تمام اعدام کنید

۲۷ آذر ۱۳۹۹ · 38 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

این قسمت از برنامه «رادیو آبادان» به سَرایدار‌های مدارس که ما به آن‌ها اصطلاحا «بابای مدرسه» می‌گوییم، تقدیم می‌شود؛ به آدم‌های محترم، نازنین و مهربانی که ما در عالم بچگی و نوجوانی وقتی کلاس‌های درس را کثیف می‌کردیم، بعد از تمام شدن ساعات درس مدرسه، پس از رفتن ما به خانه و کاشانه، آشغال‌ها و کثیفی‌ها را تمیز می‌کردند و ما فردای آن روز دوباره همان اشتباه دیروز را تکرار می‌کردیم. ای کاش در شبه‌جزیره آبادان و ایران هم مانند مدرسه، سرایداری داشتیم تا کثیفی‌های سیاسی، اجتماعی و هنری را جمع‌ می‌کرد و در کیسه‌های زباله، در سطل‌های بزرگ و حجیم آهنی می‌گذاشت و ما آدم‌های زاده و ساکن در شبه جزیره آبادان و ایران قول می‌دادیم که اشتباه دوران مدرسه را تکرار نکنیم و این شبه جزیره و کشور برای یک بار تمیز می‌شد و برای همیشه پاکیزه و سالم می‌ماند. میهمانان چهل و پنجمین قسمت از برنامه «رادیو آبادان»، چند کودک کار هستند که در قبرستان آبادان علاوه بر بازی و بچگی، قبر درگذشته‌ها را می‌شویند و نان شب‌ خود و خانواده‌هایشان را تهیه می‌کنند. در این قسمت از برنامه، یک قصه رادیویی هم در مورد خودکاری داریم که در دست یک قاضی‌ است که حکم اعدام صادر می‌کند: سر تا پایم نقطهٔ آرام کنید وانگاه فنای مطلقم نام کنید از خون دلم می و ز جان جام کنید وایجاد مرا تمام اعدام کنید…

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.