پادگرد
کاور RIP dear sayeh | به یاد سایه
رادیو ضربان

RIP dear sayeh | به یاد سایه

۲۸ مرداد ۱۴۰۱ · 26 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

چند ماه پیش وقتی این اپیزود منتشر شد، اصلا فکر نمیکردیم ، امروز هوشنگ ابتهاج عزیز دیگه پیش ما نباشه . یادشان بخیر..... آلما مایکیال ، به‌تاریخ ۲۲ فروردین ۱۳۱۱ در بندر انزلی زاده شده و در رشت و اصفهان و تهران بالیده است. پدرش، آرام، از ارمنیان رشت و مادرش، واروارا پتروونا (همنام یکی از شخصیت‌های رمان «شیاطین» داستایوسکی) روس بود. او جز برادری ناتنی (از ازدواج نخستِ مادرش) یک خواهر بزرگ‌تر با نام ایرما (زاده ۱۳۰۷) داشت. آرام مایکیال، حسابدار شرکت کام‌ساکس، پیمانکار طرح احداث خط راه‌آهن سراسری بود و ناگزیر به سفرهای گوناگون می‌رفت. واروارا برای همراهی با همسرش، دو دخترشان را چند سالی به مدرسه شبانه‌روزی کاتولیک‌های اصفهان سپرد... پس از چند سال خانواده مایکیال به تهران آمد و آلما توانست از دبیرستان نوربخش مدرک دیپلم بگیرد. سایه هنگام تحصیل در دبیرستان تمدن، آلما را در ۱۴ سالگی به‌عنوان دوستِ یکی از همشاگردی‌هایش دیده بود اما از سال ۱۳۳۲ با او آشنایی نزدیک یافت و سرانجام پس از پنج سال، با وی پیمان زناشویی بست.» در کتاب «پیر پرنیان‌اندیش»؛ گفت‌وگوی سایه با میلاد عظیمی نیز چنین می‌خوانیم: «... سایه بدون مقدمه - و تو گویی صرفا برای ثبت در تاریخ - می‌گوید: می‌دونید من چطوری زن گرفتم؟ روز نهم مهر ۱۳۳۷ در میدان فوزیه، اون خیابونی که سمت جنوب می‌ره، تو بالاخونه یه محضر قراضه‌ای که وقتی داشتیم از پله‌ها بالا می‌رفتیم می‌ترسیدم که پله‌ها خراب بشه. ۲۷۰ تومن خرج عروسی ما شد؛ یعنی من پول رو به محضریه دادم و بعد شوهر خواهرم که به عنوان شاهد همراه ما بود، دید که خیلی خشک ‌و خالی شده، رفت یه جعبه شیرینی خرید و به محضری‌ها داد. بعد من دست آلما رو گرفتم و رفتیم خونه…» یلدا ابتهاج، فرزند این شاعر پیشکسوت، روز هجدهم اسفند سال 1400 ، با انتشار تصویری از کودکی خود در آغوش مادرش نوشت: «مادرم برای بهارِ در راه صبر نکرد و رفت...» هوشنگ ابتهاج در ۳۱ سالگی با آلما مایکیال ازدواج کرد. یلدا (متولد ۱۳۳۸)، کیوان (متولد ۱۳۳۹)، آسیا (متولد ۱۳۴۰) و کاوه (متولد ۱۳۴۱) چهار فرزند آن‌ها هستند. با احترام ، آخرین اپیزود سال ۱۴۰۰ را تقدیم میکنیم به روح بزرگ ایشون و برای خانواده ایشان آرزوی سلامتی و تندرستی داریم. به خصوص جناب آقای هوشنگ ابتهاج و سرکار خانم یلدا ابتهاج. #هوشنگ_ابتهاج #یلدا_ابتهاج با تشکر فراوان از تیم حرفه ای rjesm

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.