پادگرد
کاور 3, برزخ اما بهشت، قسمت سوم
رادیو زاغ (رمان ایرانی

3, برزخ اما بهشت، قسمت سوم

۲۶ مرداد ۱۴۰۲ · 1 ساعت و 7 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

میدونی رعنا! طعم خیانت دردیه که وقتی توی جونت نشست، مگه با مرگ زجرش رو فراموش کنی، اون‌وقت هرچه سهم تو از غل و غش و پدرسوختگی کمتر باشه و هرچی وجودت صاف‌تر، این زخم عمیق‌تر خراش می‌ده، و رگ و پی احساست رو قطع می‌کنه. به خدا راست می‌گن که آدم از هرچی وحشت داشته باشه همون سرش می‌آد، من هم به دردی مبتلا شدم که همیشه ازش وحشت داشتم، دردی غیر قابل تحمل، درست انگار شاهرگت رو به کندی ببرند و تو هم زجر برش رو ذره ذره حس کنی، هم زجر آهسته آهسته جان دادن را.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.