پادگرد
کاور اپیزود روز شانزدهم معماری ماندگار
رادیو تجربه : معماری ماندگار

اپیزود روز شانزدهم معماری ماندگار

۲۸ تیر ۱۴۰۵ · 9 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

روز شانزدهم معماری ماندگار تله‌ی چسبندگی و خدماتِ نامرئیِ رهبری دیروز با مدیرعامل یکی از شرکت‌های بسیار قوی و پیشرو در حوزه لوازم آرایشی ملاقات داشتم. دوستی ما ریشه‌ای دیرینه دارد؛ از سال‌ها پیش، زمانی که او یک کارمند عالی‌رتبه و متخصص در یک هلدینگ بزرگ صنعتی بود، تا امروز که در قامت مدیرعاملی یک مجموعه‌ی طراز اول آرایشی درخشیده است. تا متوجه شد کتاب جدیدم، یعنی معماری دانش سازمانی منتشر شده، بلافاصله ۶ جلد برای ارکان اصلی سازمانش خرید. در این جلسه طولانی، گفتگوهای عمیق زیادی شکل گرفت، اما نقطه کلیدی و گره اصلی بحث زمانی نمایان شد که او دست روی شاهرگ حیاتی و دغدغه‌ی پنهانش گذاشت. به چشمانم نگاه کرد و گفت: «علی‌اکبر، من این مجموعه را تا اینجا با تمام وجودم جلو آورده‌ام و بزرگ کرده‌ام؛ حالا دلم می‌خواهد آرام‌آرام کنار بروم، اما هیچ‌کسی را سراغ ندارم که بتوانم این فرمان را با خیال راحت به او بسپارم. دل‌واپس و نگران آینده سازمان هستم. از طرف دیگر، ناخواسته در سازمان یک چسبندگی شدید ایجاد کرده‌ام؛ اکثریت افراد بدنه، به شخص من هم دلبستگی عاطفی دارند، هم چسبندگی فرآیندی و هم وابستگی مطلق.» همان‌طور که به حرف‌هایش گوش می‌دادم، می‌دیدم که او دارد با زبان خودش، دقیقاً عارضه قفل‌شدگی سیستم حول محور «شخص رهبر» را توصیف می‌کند؛ ترس از آینده و ترس از اعتماد کردن. ریشه این دل‌واپسی‌ها و قفل‌شدگی‌های بزرگ صنعتی در یک خطای شناختی و مدل ذهنی اشتباه نهفته است: «تله‌ی ملموس‌گرایی». اکثر مدیران و رهبران ارشد، ارزش را فقط در خروجی‌های فیزیکی، تولیدشده و قابل لمس می‌بینند (مثل تولید یک محصول آرایشی یا قطعه صنعتی). در مقابل، «خدمات توسعه رهبری و منتورینگ سازمانی» به دلیل ماهیتِ غیرقابل‌رویت بودن، زمان‌بر بودن و وابستگیِ شدیدش به اتمسفر سیستم، همیشه مغفول می‌ماند. ایجاد این تحول فرآیندی بسیار سخت است، چون مستقیماً با مدل ذهنی، باورها و طرح‌واره‌های خودِ شخصِ رهبر در رأس سیستم گره خورده است. بسیاری از مشاوران، کوچ‌ها و منتورها در این نقطه شکست می‌خورند، چون شجاعت یا تخصص لازم برای نور تاباندن به این نقطه تاریک در ذهن مدیرعامل را ندارند. آنها متوجه نمی‌شوند که وابستگی و چسبندگی شدید بدنه به مدیر، یک دستاورد یا نشانه وفاداری نیست؛ بلکه یک عارضه ساختاری خطرناک است. حقیقت تلخ و صریح مدیریت این است: «هر گندی که در سازمان اتفاق بیفتد، بدون شک ردپایی از مدل ذهنی، ترس‌ها و نوعِ هدایتِ مدیریت و رهبریِ سازمان را می‌توان در آن پیدا کرد.» شما ناخواسته به جای ساختن یک سیستم پایدار و ماندگار، سازمانی ناتوان و وابسته به خود پرورش داده‌اید. درس معماری ماندگار: مدیریت بر مبنای چسبندگی فردی، سازمان را مستهلک و به شخص شما زنجیر می‌کند؛ اما رهبری بر مبنای سیستم‌سازی و منتورینگ، شایستگی را در رگ‌های سازمان تکثیر می‌کند. رهبر اصیل کسی است که یاد می‌گیرد چگونه از اتاق فرمان کنار بکشد تا ماشینِ صنعت، بدون حضور فیزیکی او هم دقیق و ساعت‌وار کار کند. ماندگاری یعنی تکثیر شایستگی، نه تکثیر وابستگی. #مدیریت #رهبری #نقش_مانندگار #تفکر_سیستماتیک #MIM #چالش_رهبری علی_منتظرالظهور#منتورینگ_مدیریت و رهبری سازمانی و صنعتی #کوچینگ _سازمانی #معماری_دانش_سازمانی#معماری_ماندگار#www.alimontazer.com#www.farbodsanatco.com

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.