پادگرد
کاور ۴۷- «آن استادِ بی‌استاد؟!»
رادیو سرگذشت

۴۷- «آن استادِ بی‌استاد؟!»

۱۷ مهر ۱۴۰۲ · 1 ساعت و 15 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

«آن استادِ بی‌استاد؟!» شجریان ۲۶ساله، پامی‌شه و دنبال آرزوهاش میاد تهران. اما تهران و رادیو شوخی‌بردار نبود و دیگه مشهد و مناجات‌خوانی و قرآن‌خوندن نبود که به خواست پدر و برای ثواب یا تشویق انجامش بده. آواز دیگه قرار بود کارش باشه. بشه شغلش. و اصلا همه‌ی زندگی و حتی هویتش. از اینجا به بعد شجریان طوری درگیر آواز می‌شه که حتی شب‌ها توی خواب، خواب آوازخوندن می‌بینه. پس باید تلاش می‌کرد که بهتر بشه توی کارش. و برای این کار باید می‌رفت آواز یاد می‌گرفت. از کی؟‌ از هرکی که می‌رسید. توی این اپیزود قراره کمی از استادای آواز شجریان صحبت کنیم. و بگیم چرا این تصورِ آن استادِ بی‌استاد درباره‌ی شجریان خیلی تصور غلطیه. در این اپیزود و تو قسمت دوم پرونده‌ی ویژه‌ی سرگذشت محمدرضا شجریان، از استادهای استاد محمدرضا شجریان صحبت می کنیم.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.