

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
بچه که بودم، مامانم میگفت زبونم دیر راه افتاد. تخم کفتر بهم دادن تا بالاخره تونستم چهارتا کلمه حرف بزنم. اما دیگه راه افتاد ول کن ماجرا نبودم... اولین قصه ام رو بچگی نوشتم دادم دخترخاله ام خوند و گند زد به ما. واسه همین تا 30 سالگی هیچ قصه ای نوشتم. بیشتر خاطره نویسی می کردم. دوسه تا جرقه و یکی دو تاش دیگه در حد رعد و برق بود که آقا بنویس. پس به خاطر کائنات و اون جرقه های مجسم که حنجره شون ورم کرد از بس گفتن بنویس رادیو سطر رو شروع می کنم.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





