پادگرد
کاور قسمت اول- وِلات
رادیو سرازیری

قسمت اول- وِلات

۱ خرداد ۱۴۰۰ · 35 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

فیلم سیتی آو گاد اینجوری شروع میشه که راکت شخصیت اصلی فیلم، توی یه کوچه بین جماعت گنگستر و پلیسها گیر می­کنه. می خواست مرغ فراری گنگسترها رو بگیره که پلیسها از ته کوچه پیداشون شد. همونجوری که با ژست دروازه بانی که منتظر پنالتیه واستاده تو کوچه، دوربین دورش می چرخه و اون و پلیسا و گنگسترا رو می بینیم. روی این تصویر در حال چرخش اولین دیالوگ فیلم شروع میشه. راکت می گه: یه عکس می تونه زندگی منو عوض کنه، ولی تو شهر خدا اگه فرار کنی گیرت می ندازن. اگه بمونی هم باز گیر میفتی. اینجا همیشه اینطوری بوده. حداقل از زمان بچگی من. بعضی وقتا که ایمان خاطرات ولات رو تعریف می کنه، من یاد این سکانس می افتم. اونطور که پسرخاله ایمان می گه، اگه ایمان توی اون فضا می موند و یه روزی از ولات نمیومد بیرون، الان یا یه آدم شلاق به دست بود یا تفنگ به دست. ولی ایمان هم مثل راکت، شهر خدا رو ول کرد و ول نکرد.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.