

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
چون هوا گرمى كُند، بَندِ قبا وا كردنىست، ا ما هم اين قسمت رو با هواى گرم و شرجى آلمان شروع امىكنيم🕶☀️، بند قباهاتونو سفت بچسبيد. ااتوى گروه سوم مرتضى برامون میگه كه براى قهرمانى افرانسه "رستم دستان"ش آرزوست نه پوگبا. ابعد على و شهاب برامون از آن يكى شير است اندر اباديه/ آن يكى شير است اندر باديه" مىگن و اينكه هر اكسى مىتونه يه كيهيل براى خودش داشته باشه. اآراد برامون مىگه كه چطور پرو خطاب به شيلى اگفته "هماوردت آمد مرو باز جاى" و يه چشمك اهم بعدش به جامجهانى زده. دست آخر هم على ابرامون مىگه چطور “چشم دانماركِ ٩٢ راهى به كنعان برده” ااونم ميون تعجب همه. ااتوى گروه چهارم، بين على و اميررضا اين سوال مطرح امى شه كه آيا "شاهد آن نيست كه مويى و ميانى دارد" ايا هست؟ و اين كه آيا مسى "شاهد"ترين فوتباليست ازمانهس؟ بعدش على از شب هاى كوتاه ايسلند ابرامون مىگه و اميرحسين يادمون میآره كه اايسلندىها فرصت كمى دارن برا اين اكه "وقت سحر از غصه نجاتشون" بدن. بعدش مرتضى مىگه اكه "دريغ است كرواسى كه ويران شود" چطور اثر اگذارىش رو تو فوتبال نش
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





