پادگرد
کاور روز اول مدرسه؛ وقتی دستش را شل کردم
رادیو نوجوان

روز اول مدرسه؛ وقتی دستش را شل کردم

۴ مهر ۱۴۰۵ · 7 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

همیشه فکر می‌کردم وقتی دخترم برود مدرسه، چقدر دلم برایش تنگ می‌شود… دیشب از بی‌خوابی گذشت و امروز صبح، آغاز رسمی یک دنیای جدید بود؛ کیف آماده، مقنعه‌ای که برای اولین بار تنش کرد و راهی که حالا دیگر باید خودش قدم‌به‌قدم در آن جلو برود. در این اپیزود کوتاه از «رادیو جوان» ، روایت یک پدر را از لحظهٔ سخت و شیرینِ عبور از درِ مدرسه، دود کردن اسفند، و آن ثانیه‌ای می‌شنویم که دخترش دستش را ول کرد؛ لحظه‌ای که به ما یادآوری می‌کند پدر و مادر بودن شاید ساختن مسیر نباشد، بلکه یادگرفتنِ این هنر است که کِی باید دستِ فرزندمان را کمی شل کنیم تا خودش راه رفتن را یاد بگیرد.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.