

فصل اول: ریشههای جهان امروز - شش: تاثیر انسان و جامعه
۳۱ شهریور ۱۴۰۵ · 1 ساعت و 13 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
Hey! I'd love to hear your thoughts, send me a voice note. اگر بخواهیم یک اشتباه رایج را از همان اول کنار بگذاریم، آن اشتباه این است که تاریخ را فقط محصول «آدمهای بزرگ» بدانیم؛ انگار اسکندر، ناپلئون، استیو جابز یا انیشتین به تنهایی جهان را ساختهاند. این تصویر، جذاب است اما ناقص است. در بسیاری از مهمترین نقاط تاریخ، میلیونها انسان عادی، بدون اینکه نامشان جایی ثبت شود، بیش از مشهورترین افراد جهان بر شکل امروز تمدن اثر گذاشتهاند. جهان امروز، حاصل تصمیمهای میلیاردها انسان است؛ نه فقط نخبگان. جامعه مثل یک مغز عظیم است هیچ انسانی به تنهایی هواپیما، اینترنت یا دموکراسی را اختراع نکرد. هر کدام محصول هزاران یا میلیونها مشارکت بودند. یک مهندس پیچ را طراحی کرده... یک معدنچی فلز استخراج کرده... یک معلم ریاضی یاد داده... یک راننده قطعات را جابهجا کرده... یک برنامهنویس یک باگ کوچک را رفع کرده... یک کارگر کارخانه برد الکترونیکی ساخته... اگر فقط ده هزار نفر از این زنجیره حذف شوند، شاید اینترنت امروز اصلاً وجود نداشت. به همین دلیل اقتصاددانها گاهی از اصطلاح هوش جمعی استفاده میکنند؛ یعنی دانشی که هیچ فردی به تنهایی مالک آن نیست. فرهنگ را مردم میسازند، نه حکومتها هیچ حکومتی نمیتواند مردم را مجبور کند چیزی را دوست داشته باشند. مثلاً: زبان را مردم تغییر میدهند. مد را مردم تعیین میکنند. شوخیها را مردم میسازند. اصطلاحات جدید از خیابان میآیند. موسیقی محبوب را مردم انتخاب میکنند. اگر میلیونها نفر چیزی را نپذیرند، معمولاً آن چیز از بین میرود. حتی بسیاری از انقلابهای فرهنگی، ابتدا از تعداد کمی انسان عادی شروع شدهاند. بازار، رأی روزانه مردم است وقتی میلیونها نفر هر روز تصمیم میگیرند چه چیزی بخرند، در واقع درباره آینده جهان رأی میدهند. اگر مردم: کتاب نخرند، سینما نروند، خودرو برقی نخواهند، غذای گیاهی نخورند، از شبکهای اجتماعی مهاجرت کنند، شرکتهای چند میلیارد دلاری مجبور میشوند مسیرشان را عوض کنند. در اقتصاد، گاهی قدرت مشتری از قدرت سیاستمدار بیشتر است. فناوری از پایین رشد میکند اختراع مهم است. اما پذیرش عمومی مهمتر است. مثلاً: ایده اینترنت دههها قبل وجود داشت. اما وقتی میلیاردها نفر شروع کردند از آن استفاده کنند، جهان تغییر کرد. همین اتفاق برای: تلفن همراه ایمیل شبکههای اجتماعی هوش مصنوعی رخ داده است. اختراع بدون مردم فقط یک آزمایشگاه است. حتی دیکتاتورها هم وابسته به مردماند در ظاهر ممکن است به نظر برسد یک دیکتاتور همه چیز را تعیین میکند. اما در عمل، او بدون: کارمندها پلیس ارتش رانندهها معلمها کارگرها هیچ قدرتی ندارد. قدرت سیاسی، در نهایت از همکاری میلیونها نفر ساخته میشود. به همین دلیل بسیاری از پژوهشگران علوم سیاسی میگویند هیچ حکومتی فقط با زور دوام نمیآورد؛ همیشه به درجاتی از همکاری یا پذیرش اجتماعی نیاز دارد. جامعه، تکامل را جهت میدهد انسانها فقط با طبیعت سازگار نشدهاند؛ طبیعت را هم تغییر دادهاند. ما: جنگل را شهر کردیم. گرگ را سگ کردیم. علف را گندم کردیم. گاوهای امروزی را از گونههای وحشی بهوجود آوردیم. رودخانهها را جابهجا کردیم. آبوهوا را تغییر دادیم. امروز حتی زمینشناسان درباره ورود به دورهای به نام «آنتروپوسن» بحث میکنند؛ دورهای که در آن، اثر انسان بر سیاره به اندازه نیروهای طبیعی شده است. تاریخ، محصول رفتارهای کوچک است گاهی تصور میکنیم فقط جنگها مهماند. اما بسیاری از تغییرات بزرگ از رفتارهای روزمره آمدهاند. مثلاً: مادرهایی که بچههایشان را به مدرسه فرستادند. کشاورزهایی که محصول جدیدی را امتحان کردند. مهاجرانی که فرهنگشان را با خود بردند. نویسندهای که کتابی نوشت. خوانندهای که آن کتاب را به دوستش معرفی کرد.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.




