پادگرد
کاور روایت مصطفی
رادیو خوارشدگان

روایت مصطفی

۲۹ آذر ۱۳۹۸ · 21 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

این من بودم. مصطفی ی جدیدی که هیچ کس باور نمیکرد. پسر ها به من میخندیدند، سربسرم میگذاشتند و کار هایم را شوخی می انگاشتند. و همکلاسی های دخترم هم گاه با تعجب و گاه با خنده ای زیرزیرکی سراپایم را ورانداز میکردند. و سعی میکردند چیزی را برای تعریف کردن به بقیه ندیده باقی نگذارند. زده بودم به بیخیالی. منی که از بچگی با اضطراب بزرگ شده بودم . منی که عادت نداشتم لحظه ای را بدون دغدغه، بدون استرس، بدون فکر گذشته و اینده بگذرانم. حالا انگار که یکی ده ثانیه دستش را روی دکمه ی ریست ام نگاه داشته بود. عوض شده بودم. قمار بزرگی راه انداخته ام. مطمئن نیستم که میبرم یا میبازم اما می دانم زندگی ام را به راه قبلی باخته ام.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.