
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
خواندن آثار سلینجر مانند پازلی است که باید قطعات آن را کنار هم چید و جریان فکری و شخصیت های داستانی این نویسنده بزرگ را به هم ارتباط داد. امیدوارم در رادیو حکایت در کنار هم بتونیم این پازل بزرگ را کامل کنیم. داستان کوتاه برادران واریونی که در سال 1943 توسط جروم دیوید سلینجر نوشته شده ماجرایی درباره ی جو واریونی که یک رمان نویس موفق و آیندهدار است که برادرش سانی ـ سانی اسم مستعار سلینجر در کودکی بوده ـ نبوغ او را به طور غمانگیزی به سخره میگیرد. سلینجر اجازه نداد این داستان چاپ شود، شاید چون در ماجرای فروشش به هالیوود شکست خورده بود و او میخواست این قضیه را دفن کند و شاید هم چون بیش از حد درگیریهای روحی درونیاش را به عنوان یک هنرمند جدی روایت کرده بود. 📷 اینستاگرام: https://www.instagram.com/radiohekayat 📢 تلگرام: https://t.me/radiohekayat1403 💛 حمایت مالی: https://hamibash.com/Radiohekayat
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
