

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
ساعت از نیمه شب گذشته بود و بارون به نرمی روی پنجره های دفتر میبارید و تو تاریکی مطلق خیابون خالدبنولید، رمضان مثل همیشه پشت میزش نشسته بود، آروم، با پیراهن سفید و یک دفترچه چرمی دردست. او همیشه چیزی فراتر از یک رهبر نظامی و فکری بود، مردی که هرگز فریاد نمیزد ولی حرفاش مثل یک بمب ساعتی تو ذهن ها کاشته میشد. موساد و سازمان سیا، خوب میدونستن چه کسی در جبهه مقابل اونها موشک میسازه! موشک هایی که سوخت اونها به جای مواد منفجره، فکر و معرفت بود. رمضان عبدالله شلح متفکر در تبعید ، جنگجوی بی اسلحه ای بود که جنگ رو تفکر و با تفکر پیش میبرد. رادیو غزه روایت زندگی و مقاومت مردم غزه فصل سوم الرجال اپیزود دهم: رمضان شلح به روایت: تحریریه راوی و کارگردان: فؤاد عبدالعلی پور
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





