

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
رادیو قصه | قصهٔ دوازدهم دختر کبریت فروش هانس کریستین اندرسون در شبی سرد و برفی، دخترکی فقیر و تنها برای فروش کبریتهایش در خیابانهای شهر سرگردان است. هیچکس به او توجهی نمیکند و او از ترس بازگشت به خانه، در گوشهای پناه میگیرد و یکییکی کبریتها را روشن میکند با روشن شدن هر کبریت، دنیایی گرم و زیبا در برابر چشمانش ظاهر میشود؛ اما هر شعله خیلی زود خاموش میشود و او را دوباره به سرمای شب بازمیگرداند. «دختر کبریتفروش» داستانی تأثیرگذار از امید، تنهایی، رؤیا و جستوجوی گرما و محبت در سردترین شب زندگی است. 🎧 شنیدن این قصه را در «رادیو قصه» از دست ندهید.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





