پادگرد
کاور لک لک ها
رادیو قصه

لک لک ها

۲۹ شهریور ۱۴۰۵ · 13 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

رادیو قصه | قصهٔ چهاردهم لک لک ها در یک روستا، خانواده‌ای از لک‌لک‌ها روی پشت‌بام خانه‌ای لانه کرده‌اند. چند کودک روستا با خواندن شعری آزاردهنده، لک‌لک‌های کوچک را می‌ترسانند و مسخره می‌کنند. در میان آن‌ها پسری به نام پیتر تنها کسی است که از این رفتار ناراحت می‌شود و حاضر نیست حیوانات را اذیت کند. مادر لک‌لک‌ها به جوجه‌هایش یاد می‌دهد که به حرف‌های آزاردهنده توجه نکنند و برای سفر طولانی به سرزمین‌های گرم آماده شوند. جوجه‌ها پرواز را تمرین می‌کنند و سرانجام همراه خانواده راهی جنوب می‌شوند. اما مادر لک‌لک‌ها تصمیم می‌گیرد رفتار کودکان را بی‌پاسخ نگذارد. در پایان، کودکان مهربان پاداش می‌گیرند و پسری که آغازگر آزار و تمسخر لک‌لک‌ها بود، با نتیجه تلخ رفتار خود روبه‌رو می‌شود. داستان با تأکید بر مهربانی با حیوانات، پیامد رفتار انسان‌ها و اهمیت انتخاب درست به پایان می‌رسد .

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.