

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
من تو را لمس کرده ام من که متبرک ام کرده اند از ترانه های شیراز من که تمامی این سال ها یکی لحظه حتی خواب به راهم نبرده است من دست برداشته و پا بریده توام تو ماه ابرینه پوش من دست خط شفای سروش هی دختر خواب های بی رخصت بی تاب هرچه برهنگی خوشه خزانی انگور در این جهان تنها یکی واژه کافی بود تا آدمی از تماشای تو تمام تو از دعای کدام حوای گندم پرست به این پرده از عطر ملائک رسیده ای ؟ که رسولان هزاره زن پا به رویای تو شاعر شدند ؟ هی دختر برف های هرچه بسیار تشنگی در این دقیقه مکشوف مسیر ماه پر از مویه های مکرر من است هنوز هم بر این باورم که پسین یکی از روزهای دی من تو را از تخیل خداوند ربوده ام حالا هرچه پیش تر می آیم باز تو دورتر بر قوس مزارگاه ماه ایستاده ای من در غیاب تو با سنگ سخن گفته ام من در غیاب تو با صبح، با ستاره، با سلیمان سخن گفته ام من در غیاب تو زخم های بی شمار شب ایوب را شسته ام من در غیاب تو کلمات سربریده بسیاری را شفا داده ام هنوز هم در غیاب تو نماز ملائک قضا می شود کبوتر از آرایش آسمان می ترسد پروانه از روشنایی گل سرخ هراسان است بگو کجا رفته ای که بعد از تو دیگر هیچ پیامبری از بیعت ستاره با نور سخن نگفت. "سید علی صالحی"
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





