

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
_گفت : اینا که هی بالا پایین میکنن؛ میرن اون بالابالاها توو آسمون و میان پایین، اینا اسمشون چیه؟ . _گفتم : پرنده ن . _گفت : نه! اینا که هی بی قرارن، هی بال بال میزنن، دلشون انگار تنگِ یکیه، اینا اسمشون چیه؟ . _گفتم : پرنده ن . _گفت : اینا که روزی صد دفه با دریا خدافظی میکنن و قسم میخورن که برنگردن، اینا که با چشِ گریون دریا رو میبوسن، میرن توو آسمون، بعد دلشون طاقت نمیاره و دوباره برمیگردن سمت دریا، اینا اسمشون چیه؟ . _گفتم : پرنده ن . _گفت : اینا که به هیشکی اعتماد ندارن، اینا که از دست هیشکی دونه نمیخورن، از همه میترسن؛ اینا که انگار یکی قالشون گذاشته، اینا که هی لب اسکله می شینن، زل میزنن اون دور دورا، هی منتظرِ یکی أن که بیاد اون یکی هم هی نمیاد، اینا که انگار هی یکی رو صدا می زنن بعد اون یکی هی نمیشنفه صداشونو، اینا ینی پرنده ن؟ . _گفتم : آره، پرنده ن . _گفت : هه! من این همه سال فک میکردم اسمم مَمَدِ ، نگو منم پرنده م! . . #بابک_زمانی از کتاب #لطفا_یکی_مرا_از_مرگ_نجات_بدهد
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





