پادگرد
کاور اپیزود شصتم - زمستان خوانی ( گلوله / جنگل / انار !‌‌  )
رادیو فصل آوا

اپیزود شصتم - زمستان خوانی ( گلوله / جنگل / انار !‌‌ )

۲۴ اسفند ۱۴۰۲ · 14 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

دره ها گلوله خورده اند جنگل گلوله خورده است خون همین حالا دارد در انارها جمع می شود من اما بر تپه ای نشسته ام بهمن کوچک دود می کنم. یعنی تنهایم یعنی نام هیچکس در دهانم نیست و اندوه را مثل عینکی دودی بر چشم گذاشته ام باید بروم این بهمن کوچک را ترک کنم اسفند را بهار را هم… نه با مرگ که چیز مسخره ای است… آن راهِ کوچک که بعد از درخت ها لخت می شود هوسِ بیشتری دارد… از : گروس عبدالملکیان

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.