پادگرد
کاور اپیزود هفتاد و هفتم - بهارخوانی ( به نام پدر )
رادیو فصل آوا

اپیزود هفتاد و هفتم - بهارخوانی ( به نام پدر )

۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۳ · 11 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

اهل کاشانم نسبم شاید برسد به گیاهی در هند، به سفالینه‌ای از خاک «سیلک» نسبم شاید، به زنی فاحشه در شهر بخارا برسد. پدرم پشت دو بار آمدن چلچله‌ها، پشت دو برف، پدرم پشت دو خوابیدن در مهتابی، پدرم پشت زمان‌ها مرده است. پدرم وقتی مرد، آسمان آبی بود، مادرم بی‌خبر از خواب پرید، خواهرم زیبا شد. پدرم وقتی مرد، پاسبان‌ها همه شاعر بودند. مرد بقال از من پرسید: چند من خربزه می‌خواهی؟ من از او پرسیدم: دل خوش سیری چند؟ پدرم نقاشی می‌کرد. تار هم می‌ساخت، تار هم می‌زد. خط خوبی هم داشت. باغ ما در طرف سایه‌ی دانایی بود. باغ ما جای گره خوردن احساس و گیاه، باغ ما نقطه‌ی برخورد نگاه و قفس و آینه بود. باغ ما شاید، قوسی از دایره‌ی سبز سعادت بود. " سهراب سپهری "

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.