
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
دل روشنی دارم ای عشق صدایم کن از هر کجا می توانی صدا کن مرا از صدف های باران صدا کن مرا از گلوگاه سبز شکفتن صدایم کن از خلوت خاطرات پرستو بگو پشت پرواز مرغان عاشق چه رازی است بگو با کدامین نفس می توان تا کبوتر سفر کرد؟ بگو با کدامین افق می توان تا شقایق خطر کرد؟ مرا می شناسی تو ای عشق من از آشنایان احساس آبم و همسایه ام مهربانی است و طوفان یک گل مرا زیرورو کرد پرم از عبور پرستو صدای صنوبر، سلام سپیدار پرم از شکیب و شکوه درختان و در من تپش های قلب علف ریشه دارد دل من، گره گیر چشم نجیب گیاه است صدای نفس های سبزینه را می شناسم و نجوای شبنم مرا می برد تا افق های باز بشارت مرا می شناسی تو ای عشق که در من گره خورده احساس رویش گره خورده ام من به پرهای پرواز گره خورده ام من به معنای فردا گره خورده ام من به آن راز روشن که می آید از سمت سبز عدالت دل تشنه ای دارم ای عشق صدایم کن از بارش بید مجنون صدایم کن از ذهن زاینده ی ابر مرا زنده کن زیر آوار باران مرا تازه کن در نفس های بار آور برگ مرا پل بزن تا سحر تا سبد های بار آور باغ تو را می شناسم من ای عشق شبی عطر گام تو در کوچه پیچید من از شعر پیراهنی بر تنم بود به دستم چراغ دلم را گرفتم و در کوچه عطر عبور تو پُر بود و در کوچه باران چه یکریز و سرشار گرفتم به سر چترباران کسی در نگاهم نفس زد! محمدرضا عبدالملکیان
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
