

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
تمام راهها را پیمود، اما نتوانست به پایان برسد. روسریای که مادر خواسته بود، اکنون تنها در دست خیال اوست. دلش از تنهایی به جان آمده، و اشکهای بهجا مانده کفن این فراقاند، و در انتها، این حس بغضآلود فریاد در گلو دارد: «کاش زودتر میرسیدم…» حالا هر بار که دست به آن روسریِ تا نخورده میبرد، انگار رشتهای از آه، در میان انگشتانش میپیچد. نه بوی مادری مانده، نه آغوشی برای سپردن اشکها. تنها صدای ناتمام مادر در ذهنش میچرخد: «برام یه روسری بیار، دخترم…» و او، هر شب، در دلش میگوید: «آوردم، مادر… ولی دیر…» و این زن، با دلِ شکسته، آموخته که بعضی خواستنها، اگرچه از جنس عشقاند، گاهی تا ابد در حسرتِ گفتن باقی میمانند… روسری بقلم: معصومه پور طاهری تدوین صدا: نسترن پور طاهری راوی: فریبا صادقزاده لینک پادکست: https://t.me/radioeyepodcast ایمیل پادکست radioeyepodcast@gmail.com Telegram (https://t.me/radioeyepodcast) Radio Eye - رادیو آی در پادکست رادیو آی ، ما سرگذشتهای تلخ ، شیرین و قند پهلو ی شما رو میگیم. اگر مایلید سرگذشت هاییکه از سر گذراندید در این پادکست گفته شود ، برایمان به آدرس زیر بفرستید. radioeyepodcast@gmail.com
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





