

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
#داروی_انسانیت خواب دیدم دست و پای یکی را بستم و اسیر کرده ام که بزرگ ترین و جنگافروز ترین فرد جهان است خیلی تقلا می کرد و فریاد میزد که: بمباران کنید!، بکُشید!، ویران کنید!، به هیچ کسی رحم نکنید!، کوچک و بزرگ، پیر و جوان، گناهکار و بی گناه، همه را بکُشید!، حرف، حرف من است!، هر چه من می گویم درست است و باید آن بشود که من می خواهم! چاره ای جز این نداشتم که دهانش را با چسب ببندم. با چشمان غضبناک به من نگاه می کرد. سورنگ را برداشتم و آن را از دارویی که مدتها روی آن کار کرده بودم پر کردم و به او تزریق کردم. همان طور که انتظار داشتم بسیار آرام شد! چسب دهانش را باز کردم. دیگر فریاد نمی زد. از من پرسید آن چه بود که تزریق کردی؟! چون احساس خوبی دارم، همه را دوست دارم! گفتم داروی انسانیت ، بله می خواهم این داروی را به همه قدرت طلبان و جنگ افروزان و ستمگران تزریق کنم! تا جنگ و بی عدالتی از بین برود و جهان زیبا شود. همه جا پر از عشق باشد و مهربانی، افسوس که خواب بود، و چه زود از خواب بیدار شدم! ✍️ اعظم پیری صدیق 🎙️ شهرام پیری صدیق رادیو چکاوک 🆔 @radio_chakavak 🌐 Radiovidar.com 📻🎧🎙
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





