پادگرد
کاور زیر باران
رادیو ایستگاه شب

زیر باران

۲۴ فروردین ۱۳۹۹ · 5 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

https://t.me/radio_istgah_shab "زیر باران" صبح بارانی چه دل انگیز و خوش است نم باران خوردن و کمی خیس شدن دستِ همراه شدن همره و یار شدن در باران شانه در شانه رهی را رفتن چه طربناک و خیال انگیز است یار بارانی من دستت کو ؟ نفسِ گرم و دل انگیزت کو ؟ شیشه ی پنجره ی خانه ی من زیر باران عزیز چهره را می شوید می خندد می خواند هم نوا با باران شهرِ تبدار و غضب کرده ی من زیر باران لطیف تن خود می شوید و غبار از تن و جان می گیرد شهر من بی تردید قدر هر قطره ی باران که قرو می ریزد قدر تطهیر شدن با باران قدر مرطوب شدن در باران قدر بوسیده شدن از سر لطف همه را می داند یار بارانیِ من دست پر مهر مرا در باران، هرگز از یاد مبر! شانه در شانه شدن را بر راه، هیچ از یاد مبر ! زیر باران تو بمان ، قطره ی باران را بوسیدم تا که بر چهره ی شهر مهر را بوسه زند عشق را بوسه زند تا ترا ای زیبا صد هزار بوسه دهد از سر شوق زیر باران تو بمان زیر باران تو بمان #شعر #زیر_باران @radio_istgah_shab

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.