

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
اوایل عید چند سال پیش بود. دو تا ماشین بودیم و طبق برنامه هر سال داشتیم ایرانگردی میکردیم. مقصد تبریز. برف و کولاک شدیدی نزدیک تبریز گرفت و مجبور شدیم شب رو در تبریز بمونیم. ولی از آنجا که هیچ کداممون مدرک شناسایی و نسبت آنچنانی که هتلها و مسافرخانهها خوششون بیاد نداشتیم مجبور شدیم دست به دامن این و اون بشیم. سرما توی تمام جونمون رخنه کرده بود. مغزمون دیگه کار نمیکرد. به هر کی که میشناختیم زنگ زدیم تا بالاخره یکی از بچهها گفت من توی یکی از روستاهای تبریز به اسم ...» این بخشی از اپیزود یک رادیو آهنگ سفر بود. در این اپیزود از خاطره سفر به تبریز و چالشی که در برف و کولاک برایمان اتفاق افتاد میگوییم. بهتر است خودتان گوش کنید. این پادکست را به دوستان عاشق سفر خود معرفی کنید. نظر شما درباره این پادکست و ماجرای آن چی هست؟
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





